ادامه مطلب

عید قربان هم گذشت اما مساله آزاد شدن از نعلقات همچنان مطرح است و پایان ندارد

چرا موضوع آزادی از تعلقات مطرح شده؟

پوست کنده بگوئیم:

فرد انسان، در محیط های تربیتی کاملا بند ه خلق میشود بندگی خدا کنار میماند. این واقعیت دارد! و لی کمتر مورد توجه وبررسی است حتی عرفا کمتر درباره اش سخن گفته اند یا معنی آنرا باز نکرده اند تنها مرجعی که این معنی را بطور اساسی مورد تاکید قرار داده قرآن است.(لاتعبدا الا الله) درزمان پیامبران از صد نفر چند نفر میتوانستند به ندای آنها واقعا لبیک بگویند  و عده کمی هم بصورت تاریک روشن چیزی میفهمیدند جوامع امروزی همان جوامع دیروزست . باطن اشخاص علی رغم دانشهای بیشترمانند گذشتگانست.

وعجب اینکه در همین بندگی سخیف یعنی عبودیت دون الله. احساس تمامیت و کامل واکمل بودن هم  بما دست میدهد وگاه کک مان نمیگزد که در این بندگی هستیم ونمیدانیم که   این  کمالات ! از این بندگیست .

سفارش میشود که از تعلقات بگذرید چرا؟

زبرا تعلقات نشانه بنده خلق بودن است. از تعلقات بگذرید یعنی بند ه همنوعان خودتان نباشید  بندگی خدارا متوجه باشید. ومجاهده دراین راه پایان ندارد منحصر به عید قربان نیست عید قربان تنها یک تذکر غراء است.

اگر ابعاد ارزشهای  خلقی شمرده شود وبه شرح در آید مثنوی هفتاد من کاغذ شود اما برای همگان نمیشود آنها را هیچ گرفت چه قوام حامعه بر روی آنهاست. مانند ارزشهای قومی و فرهنگی وتاریخی و علمی و تمدنی ومنزلتهای اجتماعی وغیره

برای اهل معرفت و کسانیکه بندگی خدارا در نظر دارند این ارزشها با وارستگی وبگونه ای دیگر مورد ملاحظه قرار میگیرد.وبه آنها هیچ اتکائی ندارند.